تبليغاتX
دختری از جنس پاییز

دختری از جنس پاییز

English : I Love You
 

Persian : To ra doost daram

Italian : Ti amo
 

German : Ich liebe Dich

Turkish : Seni Seviyurum

French : Je t'aime

Greek : S'ayapo
 

Spanish : Te quiero

Hindi : Mai tumase pyre karati hun

 Arabic : Ana Behibak

Iranian : Man doosat daram

 Japanese : Kimi o ai shiteru

Yugoslavian : Ya te volim

Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida

Russian : Ya vas liubliu

Romanian : Te iu besc

Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak

 Syrian/lebanese : Bhebbek


 Swiss-German : Ch'ha di ga"rn

 Swedish : Jag a"Iskar dig

Africans : Ek het jou

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت6:53 بعد از ظهرتوسط مریم | |

دوستي يك اتفاق است ،جدايي يك قانون ،جدايي مرگ است مرگ بهترين دليل براي جدایي  

 و آنجا که عشق فرمان میدهد

 محال سر تسلیم فرو می آورد

 

 این چشم غریبه کیست پیدا شده است            بیچـاره دلــم غــریق رویا شــده است

 حس ششم عشــق به من مـی گویـــد             پای تـو به خانـه ی دلم وا شده است

 

     بی صدا شکستن دلیل بر نشکستن نیست

 

خـدايا اگـر تو درد عاشـقـي را ميـکشيـدي

تـو هم زهرجدايي را به تلخـي ميچـشيدي

اگـر چـون مـن به مــرگ آرزوهـا ميـرسـيـدي

پشيمان ميشدي از اينکه عشق را آفريـدي

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت؟       گفت اي عاشق بيچاره فراموش شوي...

 سـوخت پـروانـه ولي خـوب جـوابـش را داد       گفت طولي نکشد تو نیز خـاموش شوي

love

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت6:45 بعد از ظهرتوسط مریم | |

 

 

 

 

 

 

شب بهت اس ام اس دادم که بگم : دنیام تاریکه مثل شب ، تنهام مثل ماه ، کوچیکم مثل ستاره ، اما دوستت دارم قد آسمونی که اندازه نداره ..

***********************************

به نام خدایی که هستی را با مرگ ، دوستی رابی رنگ ، زندگی را با رنگ ،‌عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ ، شاپرک را صد رنگ ...و من را دلتنگ دوستان آفرید

***********************************

چندیست که بیمار وفایت شده ام .   

در بستر غم چشم به راهت شده ام.    

این را تو بدان اگر بمیرم روزی

مسئول تویی که من فدایت شده ام 

*********************************** 

زندگی گریه ی مختصریست... مثل یک فنجان چای...  

 و کنارش عشق است... مثل یک حبه قند...  

 زندگی را با عشق نوش جان باید کرد...

*********************************** 

ایا این معنای عشق است؟

 

+نوشته شده در سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت6:43 بعد از ظهرتوسط مریم | |

sm4

 

sm3     

 

sm2

 

sm1

sm

 

نوشته شده توسط مریم در ساعت 12:44 بعد از ظهر | لینک  |  نظر بدهید

می دونم عشق یه معنای دیگس......

سرزمین دل یه دنیای دیگس.......

می دونم سادگی جاش تو قصه هاس....

دل سپردن به یه دنیای دیگس....

عاشقا ساده و بی رنگ و ریان....

قلبشون مثل یه دریای دیگس....

واسشون تا از دل و دریا بگی.....

رنگ و روشون به یه سیمای دیگس.....

چینی قلبشونم اگه شکست......

دلشون خوش به یه فردای دیگس....

شهر عشقو مثل ماخوب بلدن.....

عشقشون سنبل عشقای دیگس.....

اون روزی که عشق اومد دلم رو برد......

فهمیدم نیگاش یه جورای دیگس......

مثل بارون نم نمک حرف می زدم....

تا بگم چشات یه شهلای دیگس....

واژه هام تپق زدن تا بدونی.....

تو دلم یه شور و غوغای ديگس....

ميدونستي حواسم اينجاها نيست....

توي يك عالم و روياي ديگس....

توي آخرين نفس دلم ميگه:

ديدي عشقم به يه معناي ديگس!؟!!!!

sm5

+نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت11:32 قبل از ظهرتوسط مریم | |

قسم به بارش شمع وجود يك انسان قسم به شهر پر از ساكنان رويايي
قسم به واژه كمرنگ عشق در مهتاب
قسم به ترجمه نيلي شكيبايي
قسم به عاطفه نقره فام چشمانت
قسم به هجي مفهوم يك شكوفايي
بمان هميشه كه بي تو شكوفه خواهد مرد

 

 
تا کی میتونیم تحمل کنیم ؟
پنهان شدن واقعیت ها در پشت پنجره های
سیاه با یک پرده سفید شاید هم زیبا
؟
نا امید
از امیدها و نا امید از همه چیز
( زندگی )
 
 
 

آواتار vergilآواتار lee  آواتار eshghe man

 

__________________
در هر چه پر عشق است تهی دستم کن
در عشق خودت نیست کن و هستم کن

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت7:49 بعد از ظهرتوسط مریم | |

 Image and video hosting by TinyPic

1) "ما نه براي يافتن فردي کامل، بلکه براي ديدن کامل يک فرد ناکامل عاشق ميشويم."

2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نيست که چه کار مي کنيد، که هستيد و کجا زندگي مي کنيد؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هيچ مرز و مانعي بين آنها وجود نخواهد داشت."

3) "دوستت دارم نه به خاطر اينکه چه کسي هستي، به اين خاطر که وقتي با توام چه کسي ميشوم."

4) "زندگي به ما آموخته که عشق در نگاه خيره به يکديگر نيست، بلکه در يک سو نگريستن است."

5) "در عشق حقيقي، کوتاهترين فاصله بسيار طولاني است و از طولاني ترين فاصله ها مي توان پل زد."

6) "عشق يعني وقتي دور هستيد دلتنگ شويد اما از درون احساس گرما کنيد چون در قلبتان به هم نزديکيد."

7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم مي نشاني، مي توانستم به آسمان بروم و ستاره اي بچينم، آسمان شب ديگر مثل کف دست بود."

8) "بهترين و زيباترين چيزها در دنيا قابل ديدن و لمس کردن نيستند—بايد آنها را با قلبتان احساس کنيد."

9) "اين عشق نيست که دنيا را مي چرخاند، عشق چيزي است که چرخش آنرا ارزشمند مي کند." 

10) "اگر معناي عشق را مي فهمم، همه به خاطر توست." 

 

10 نمونه از بهترین عبارات عاشقانه
 
1) "ما نه برای یافتن فردی کامل، بلکه برای دیدن کامل یک فرد ناکامل عاشق میشویم." – سام کین
 
2) "من باور دارم که دو انسان از قلبشان به هم متصلند، و مهم نیست که چه کار می کنید، که هستید و کجا زندگی می کنید؛ اگر مقدر شده که دو نفر با هم باشند، هیچ مرز و مانعی بین آنها وجود نخواهد داشت." –
 
3) "دوستت دارم نه به خاطر اینکه چه کسی هستی، به این خاطر که وقتی با توام چه کسی میشوم." – 
 
4) "زندگی به ما آموخته که عشق در نگاه خیره به یکدیگر نیست، بلکه در یک سو نگریستن است." –
 
5) "در عشق حقیقی، کوتاهترین فاصله بسیار طولانی است و از طولانی ترین فاصله ها می توان پل زد." –
 
6) "عشق یعنی وقتی دور هستید دلتنگ شوید اما از درون احساس گرما کنید چون در قلبتان به هم نزدیکید." –
 
7) "اگر هر بار که لبخند بر لبانم می نشانی، می توانستم به آسمان بروم و ستاره ای بچینم، آسمان شب دیگر مثل کف دست بود." – 
 
8) "بهترین و زیباترین چیزها در دنیا قابل دیدن و لمس کردن نیستند—باید آنها را با قلبتان احساس کنید." –
 
9) "این عشق نیست که دنیا را می چرخاند، عشق چیزی است که چرخش آنرا ارزشمند می کند." –
 
10) "اگر معنای عشق را می فهمم، همه به خاطر توست." –
 
 
 

با عبارات عاشقانه عشقتان را جاری کنید و ببینید که این جملات چطور به کارت، نامه یا پیام شما جان می بخشد.
چرا همین امروز امتحان نمی کنید؟
 
 
مردم در همه جای دنیا عاشق می شوند، از عشق دست می کشند یا در عذاب عشقند. عبارات عاشقانه به شما کمک می کند تا عمیق ترین افکار و احساساتتان را در زمانهایی که کلمات به راحتی بر زبانتان جاری نمی شوند، ابراز کنید. در اینگونه مواقع علیرغم تمام تلاشتان برای پیدا کردن کلمات و جملات، هیچ کلمه ای به ذهنتان نمی رسد.
ممکن است ذاتاً یک نویسنده یا شاعر به دنیا نیامده باشید، درست است. اما توانایی انتخاب دارید. پس بهترین و زیباترین عبارت عاشقانه را انتخاب کنید که حرف دلتان را به عزیزتان برساند تا او بفهمد که در عمق ذهن و قلبتان چه می گذرد.
وقتی کلمات به یاریتان نمی آیند، اجازه بدهید عبارات عاشقانه کمک حالتان باشند. اجازه بدهید عبارات عاشقانه به شما کمک کند افکارتان را به زیبایی بر صفحه کاغذ نقاشی کنید
 
 
 
اگر عشقي احساس نميكني؛ تظاهر نكن. سعي نكن
 
نمايش بدهي كه عاشقي. حتي اگر خشمگيني بگو كه
 
 خشمگين هستي و باش. ولي حقيقي باش.
 
هر گاه عاشق باشي احساس عجز كامل ميكني. درد عشق هم همين است. زيرا تو ميخواهي هر كاري را براي معشوقت انجام دهي اما ميفهمي كه كاري از دستت بر نمي آيد. اما عشق يعني همين كه تمام فكرت؛ خدمت به ديگري باشد حتي اگر از عهده ات بر نيايد.
 
اي کاش تنها يکنفر هم در اين دنيا مرا ياري کند
اي کاش مي توانستم با کسي درد دل کنم
تا بگويم که .
من ديگر خسته تر از آنم که زندگي کنم
 
 
 
هيچ کس اشکي براي ما نريخت هر که با ما بود از ما مي گريخت چند روزي هست حالم ديدنيست حال من از اين و آن پرسيدنيست گاه بر روي زمين زل مي زنم گاه بر حافظ تفال مي زنم حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما زياران چشم ياري داشتيم خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
 
 
 
چشمات دیگه از من خسته سیره

                                   اما هنوز چشمای من اسیره

                                                                 /فقط این بدون این دل شکسته منتظر بگی برات بمیره

 

 

آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود

به چه قيمتي دلم رو به نگاه تو سپردم ؟!!
چه فريب تازه اي هست .. رسم كهنه تو با من
من چه ساده آرزومو گفتم اما نشنيدي
تو صداقت دلم رو يا نخواستي يا نديدي

---------------------------

زندگي برگ بودن در مسير باد نيست .......

امتحان ريشه هاست .....

 ريشه هم هرگز اسير باد نيست   ........

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت7:31 بعد از ظهرتوسط مریم | |

«سـهــم تــو و مـــن»

سـهـم تــو
شــوق دلـــم
مـــســتــي مـــن
از نــفــس بــاور عـشـق
در نوازشگري خاطره ات
سـهــم مـــن
آمــدن حــس نـيـــاز
ايــن اســارتـگـــر بستان وجود
در پــي جـسـتـن تـصويــر نـهــان
از گـهـر هــم نـفـسـي
سـهــم تـــو
حــس تــلاطـــم
غــزل مــوج غـــرور
ســفــر ابــر مـــلالـــت زده
در زمــزمـــه بـــارش چـشـــم
سـهـــم مـــن
رخـــوت هـــم فـــاز شــدن
بــا تــپـش آيــنـــه ات
شعـلـه لحـظـه دلــبــاخـتـنــت
از نــگه قـاتــل مــن
ســهــم تــو
بــو سـه بــر ايــن
مـــخـمـل گـيـسـوي بـلـنــد
رخ ز مـسـتـي زده
تـا پـيـچ و گــذار کمرم
سـهـم مــن

لـمـس نـگـــاهــت 
 گــذر پـيـچــک عـشــق
دور ايــن قــامــت مـــن
در پي تسخير دلم
سهم تــو
شـعـر تــب غرق شدن
آمــدن فـصـل نـيــاز
مــردن از ســوخـتــن و
زنــده شــدن در شــب راز


دوستت دارم خيلي خيلي بيشتر از اندازه اي كه فكر بكني ...

صدایت کردم از ژرفای یک یاس

به لحن آبی ونمناک باران

نمی دانم شنیدی برگشتی

ویااین بار نشنیدی ورفتی

نسیم از جاده های دورآمد

نگاهش کردم وچیزی به من گفت

تو هم درانتظار یک بهانه

از این رفتار رنجیدی ورفتی

عجب دریای غمناکی ست این عشق

ببین با سرنوشت من چه ها کردی


 

اگه يه روز ديدي که تموم درخت هاي کوچه و محلتونو بريدن اصلا ناراحت نشو ... چون هنوز منو داري که بهم تکيه کني

اگه گفتي اين چيه؟

0--<--<
.
.
.
.
اين منم که از دوريه تو مردم!!!

 هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق ، کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

 عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است.

 من فقط 15 تا دوستت دارم به اندازه ي 7 تا دريا و 7تا آسمون و 1 دنيا

 
بعضي فکر مي کنند منصفانه نيست که .خدا کنار گل سرخ خار گذاشته است  . .بعضي ديگر خدا را ستايش مي کنند که کنار خارها گل سرخ گذاشته است

 زندگي چيه ؟
.
.

زندگي عشقه

عشق چيه ؟
.
.

عشق بوسيدنه

بوسيدن چيه ؟
.
.
.
بيا اينجا بهت بگم

دوست دارم هنگام مرگ تابوتم سياه رنگ باشه
تا همه بدانندسياه بخت از اين دنيارفتم

دوست دارم هنگام مرگ دستانم بيرون ازتابوت باشد

تاهمه بداننددست خالي ازاين دنيا رفتم

دوست دارم هنگام مرگ چشمانم بازباشد

تا همه بدانند چشم انتظار ازاين دنيارفتم

ودرآخردوست دارم

هنگام مرگ تكه يخي برتابوتم باشد

تابه جاي ياربي وفايم گريه كند

اين سنگ قبر آرزوهاي منه


+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت7:22 بعد از ظهرتوسط مریم | |

 Image and video hosting by TinyPic خیلی حرفا دارم باهات بزنم

Image and video hosting by TinyPic   حرفایی که تا بحال نتونستم بگم بهت

Image and video hosting by TinyPic  نمیدونم کی اومده که نامهربون شدی ، کی ترو میخواد از من بگیره

Image and video hosting by TinyPic  کاش میتونستم بهش بگم : تو داری تموم دنیای منو ازم میگیری 

Image and video hosting by TinyPic  حق ندارم گلایه کنم .....حق ندارم

  Image and video hosting by TinyPic تو باید خودت بخوای خودت

  Image and video hosting by TinyPic نمیدونم کجای کار خطا کردم .. که اینگونه نامهربون شدی

  Image and video hosting by TinyPic دلم برای خنده هات ، برای صدات تنگ شده، دلم برای نگاههای عاشقانت تنگ شده

 Image and video hosting by TinyPic مهربونم برگردددددددد Image and video hosting by TinyPic

  Image and video hosting by TinyPic هنوز دلتنگم

  Image and video hosting by TinyPic نمیدونم از آخرین دیدارمان چند روز میگذره

  Image and video hosting by TinyPic ولی عشقم این همه بی تفاوتی حقم نیست

  Image and video hosting by TinyPic دعاها کردم برگردی .... اشکها ریختم

  Image and video hosting by TinyPic اکنون تنهاتر از پیشم ...

  Image and video hosting by TinyPic و تو چه راحت میگذری از اینهمه عشق و صداقت

  Image and video hosting by TinyPic چگونه میتوانی ؟؟

  Image and video hosting by TinyPic                     چگونه ؟

 Image and video hosting by TinyPic دنیا رو بدون تو تاریک میبینم ....

 Image and video hosting by TinyPic بیا و دنیای منو آبی کن ... ارغوانی کن

  Image and video hosting by TinyPic عشقم ..........

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

    امشب بوي باران تازه است ...  التماس گريه بي اندازه است

    تازگي ها شب برايم آشناست ... من و شب هستيم.... غم هم پيش ماست

    مي نويسم گاه زيبا گاه زشت... مانده ام در لابلاي سر نوشت

    روز از گنجايش غم خالي است... شب براي گريه هاي من عالي است

Image and video hosting by TinyPic

 

براي انسانهاي بزرگ بن بستي وجود ندارد...

چون بر اين باورند كه :

يا راهي خواهم يافت...

يا راهي خواهم ساخت....  

 

 

 

                    عکس تو تو قاب چوبی دوباره میاد سراغم                                                                        

         وقتی که نگات می شینه روی دیوار اتاقم                                                        

 یاد اون روزا می افتم، که با تو بودن زیر بارون     وقتی که شرونده بودن، پیشمون لیلی و مجنون

 یاد اون شبا می افتم، لب اون چشمه جاری         که گرفت از ما یه عکـّاس، دو تا عکس یادگاری

 یکی شون سهم تو بودن و یکی شونم مال من بود      کجا فکرشو می کردیم، آخرش جدا شدن بود

 زیر رعد و برق تقدیر، من و تو باهم شکستیم          توی رویا هامون اما، هنوزم صاف یه دستیم

 گل سرخی که تو دادی، بعد پرواز تو پژمرد        خشکش این جا روی تاقچس ، خاطرش هست و خودش مرد

 توی میدون زمونه، من وتو بازی رو باختیم          تقصیر طالع ما بود، سرنوشتو خوب شناختیم

 مث اون کلاغ قصه، کهنمی رسید به خونه          دوس نداشت که مال هم شیم دست بی رحم زمونه

 اسمش اینه که تو رفتی، یادگاریت رو به رومه         تو رو داشتن همیشه، منتهای آرزومه

 بی گناهی، اما کوچت، چه آتیشی زد به ریشم        همیشه بهت می گفتم، نباشی دیوونه می شم

 می دونی ما بی گناهیم، جرممون فقط وفا بود       هیچ دلی راضی نمیشه، که بگه تقصیر ما بود

 مخمل خاطره تو، توی صندوقچه چوبی           خوابیده مثل یه قصه، پر راز و پر خوبی؛

 تو رو می سپُرم به دست صاحب پونه و خورشید    اما افسوس و صد افسوس که تو رو به من نبخشید

 

 

 

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم

 مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت7:17 بعد از ظهرتوسط مریم | |

حرفی ازجدای بامن نزن

 

مرگ شعله هارو دامن نزن

 

من کویر نیمه جونم.روبه جونونم

 

باتو جون میگیر.عشقتو بسته به جونم

 

اگه تنها بمونم باور کن میمیرم

 

برای دل بستن نگو فرصتی نیست

 

  نگوهرچی به وقتش دوست داشتن نوبتی نیست

 

نگو دیگه رفتی نزار بشم تنها

 

گل بارون زده دلگیر بی تو دنیا

 

 

در حسرت کدامین لحظه تمام زیبایی های بودنت را از یاد برم

نمیدانم

تمام دلخوشی های حضورت در تنگنای دلتنگی هایم

خشکید

و همه شوق انتظارم بی هیچ امیدی بر گوشه دلم محو شد

گاه می اندیشم

کاش همنشین لحظه های بی قراریم کسی جز تو نبود

 

زندگی واسه ما آدما مثل دفتر 100 برگه!!!

اولش خوش خط مینویسی و دوست داری به اخرش برسی

وسطاش خسته میشی بد خط مینویسی و هی برگه حروم میکنی

اما اخرش که رسید جا کم میاری حسرت میخوری که چرا

برگه هاشو حروم کردی

 

 

زندگي کوتاه است اما طولاني ترين چيزيست که در اختيار ما انسانها قرار دارد"

در تصور من زندگي مانندنقطه اي روشن در تاريکي ست"

اين نظر شخصي من است : شاد بودن مهمترين کاري ست که يک انسان مي تواند انجام دهد!!!"

هيچ گاه براي آغاز دير نيست ، همين بس که به خود بگويم اين بار کار نا تمام را پايان مي دهم"

آن که به خداوند پاک و مهربان بيش از دگران اميد بسته است ، بيش از همه در خور ستايش است"

جوان بودن مانند رها بودن در باد است که سريع نيز مي گذرد!"

هر انسان يک جزيره است درميان درياي عشق و محبت ، که انسانها را بهم وصل مي کند!"

انسان! خودت به ياري خود برخيز!"

گاهي بي رنگي از هر رنگي زيباتر و مفيدتر است"

ارزش هر کس به قدر خرد اوست"

 

 


 

 

 

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت7:12 بعد از ظهرتوسط مریم | |

گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است

 اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است

 اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

در شهری به نام عشق کوهی است به نام محبت


در این کوه رودی است به نام صفا


در این رود آبراهی میرود به نام وفا


سر انجام این آبراه به آبگیری میریزد به نام وداع


بگذار گريه كنم براي عاطفه اي كه نيست

و


دنيايي كه انجمن حمايت از حيوانات دارد

اما انسان پا برهنه و عريان ميدود

 


بگذار گريه كنم براي انساني كه راه كوره هاي
مريخ را شناخته است اما هنوز!


كوچه هاي دلش را نمي شناسد.

      سوز سرد آرزوهام     

 

من گرفتار سنگینیه سکوتی هستم که گویا،قبل از هر فریادی لازم است...

سکوت سرشار از سخنان ناگفته

از حرکات نا کرده

اعتراف بر عشق های نهان

شگفتی های بر زبان نیاورده

در این سکوت حقیقت ها نهفته است

حقیقت من وتو

تو را به دادگاه خواهند کشید... شاید به حبس ابد هم محکوم شوی! شاید هم قصاص!

جزییات جنایت هنوز کاملا مشخص نیست

اما...
اثر انگشتت را

روی قلبی شکسته یافته اند...

 اگر از پایان گرفتن غم هایت نا امید شده ای، به خاطر بیاور:

زیباترین صبحی را که تا به حال تجربه کرده ای و بدان که آن را مدیون صبرت در برابر سیاه ترین شبی هستی که هیچ دلیلی برای تمام نشدنش نمی دیدی....

پزشک:

برای بیماری که به بهبودی اش امیدی نیست، آخرین نسخه را می نویسد:

جمله دوستت دارم هر ۸ ساعت یک بار!

و شاید این تنها دروغی باشد که، روابط عاشقانه را زنده نگه میدارد.

نمی دانم تا کی؟

اي کاش دوست داشتن را تجربه نمي کردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو کند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد......

 خیره شدن در چشمات تجربه ای است که به تکرارش می ارزد .

 

  رفتم پیشش که اشکالای درس ریاضیمو رفع کنه .سوال کردم : ( 1×2 )میشه چند؟

یه نگاه عمیق و طولانی کرد و خیلی آروم گفت :1

و توی دفترم نوشت :1 = 1 × 2

پرسیدم: یعنی (1 + 1) هم میشه 1 ؟؟!!!.... گفت : آره .

گفتم :ممکن نیست ... مثال بزن .....توی دفترم نوشت :1 = 1 + 1........مثلا : من + تو = من

پرسیدم : تو - من = چی؟

نوشت : من – تو = حسرت

                                به همین سادگی....

مانده ام در کوچه های بی کسی

سنگ قبرم را نمی سازد کسی

مردم و خاکسترم را باد برد

بهترین یارم مرا از یاد برد...

 

می دونم نارا حتت کردم.......می تونی دعوام کنی ....می تونی به احساسم سیلی بزنی

....می تونی تا همیشه منو چشم انتظار بازگشتت بذاری... ......یک کاردیگرهم می تونی بکنی

می تانی لبخندبزنی!!!

 

تنهایی دارد از من بالا می رود ...

از سینه هایم می گذرد ...

به گردنم می رسد ...

الان به گویم چسبیده ...

خاک بر سرم شده است دیگر ...

....

.

.

  دویدم ...

و دویدم ...

و نرسیدم ...

و افتادم ...

و مردم ...

.....

و زمستان هم تمام شد ...

 

گفتند غمگین مباش ...

می گذرد ...

سرانجام خودش را پیدا می کند ...

گفتیم

داریم دعا می کنیم که خودش را پیدا کند ...

ولی تا آن موقع سخت می گذرد لامصب!

من خوشحال ...

من غمگین ...

من مرده ...

و یک قدیس خوش بو ...

زندگی فقط همین است ...

فقط همین!

آه چقدر تکراریست...

 

سخت نیست ...

تحمل می کنم ...

دیگر از تو نمی پرسم بعد از اینکه

روی من نشستی

برنامه ات برای بعدش چیست ...

......

...

 

با من بمان ...

تنها هستم ...

سردم است بی نهایت ...

و فقط گرمای سینه ات

مراگرم

خواهد کرد ...

می گریونم.

هم تو رو

هم خودمو

هیچکی مثه من

نمی باره واسه چشات

نمی میره واسه یه نیم نگات

یارمی

بهارمی

ماه می

همه چی می

یه روزی بارون می بارید

چشمامو هیچکی ندید

نشد کسی ماه بانوی ترانه هام

ماه بانوی ترانه هام

انگار بازم

داره بهت حسودی می کنه

ولی چه سودی می کنه؟

همنفس بی کسی یام

امید دلمردگی یام

این شبا رو خوب می بینی؟

میان می رن ؟

اینا حسودیشون می شن به من

می یای بخندیم بهشون؟

بگیم تموم می شید شمام؟

درسته که بی هم کمیم

ولی با هم یه عالمیم

همنفس بی کسیام

ماه بانوی ترانه هام

هر جا باشی

هر رنگی باشی

نور فشرده ی منی

حتی اگه

حتی اگه نباشی

چشمای من

چشمای من تو رو می خوان

بهونه ی باریدنام

انگار چند روز دیگه بیشتر زنده نیستم

    شب که مياد يواش يواش با چشمک ستاره هاش

                اجازه هست ازآسمون ستاره کش برم برات ؟

                     

           اجازه هست بياي پيشم يه کم بگم دوست دارم

                 توهم بگي دوسم داري؟

 

            بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد و بي کسي

                بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بزارم ؟

    

            اجازه هست خيال کنم تا آخرش مال مني

                خیال کنم با رفتنت دل منو نمي شکني؟

 

            اجازه هست بشم فدات ؟برم به قربون چشات؟

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب
عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب
عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن


بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان


طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره میبارد

در سکوت سپید کاغذها

پنجه هایم جرقه میکارد

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره میسوزد

عطش جاودان آتش ها

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیاندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

تقدیم به عشقم...

تقدیم به همه ی زندگیم

ای ازعـشــق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارهـا ایـن کـــودک احســــاس من
زیـر بارانـهای اشــک من نـشـت
من تورا آسان نیاوردم به دست
در دل آتش نشـستـن کارآسانی نبود
راه رابراشک بستن کارآسانی نبود
باغروری هـم قدبـالای بـام آسـمـان
بارهادرخود شکستن کارآسانی نبود
بارها ایـن دل به جرم عــاشــقــی
زیر سـنــگینی بـار غم شـکـســت
من تورا آسان نیاوردم به دست
دربدست آوردنت
بردبـاریها شـده
بی قراریـها شـده
شب زنده داریهاشده
دربدست آوردنت
پایداریها شده
باظلم وجورروزگار
ســاز گــــاریـها شـده
ای ازعشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
من تو را آسان نیاوردم به دست

دلم تنگ برای دل تپيدن نشستن برگ تنهايی رو ديدن

 

دلم تنگ برای عطر بوسه برای عشق بيتابی کشيدن

 

فقط خدا می داند که چقدر دوستت دارم ...

آمده ام با عطش سال ها، تا تو کمی عشق بنوشانی ام
 دلخوش گرمای کسی نیستم، آمده ام تا تو بسوزانی ام
حرف بزن حرف بزن سال هاست، تشنهء یک صحبت طولانی ام ....

وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی  وقتی که در پشت یک

 

پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی کسی هست که می شود به

 

او پناه برد.کسی که در شب می توان دلتنگی ها را با او قسمت کرد

 

نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده

 

جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان  خود  را  در

 

کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت

 

را با او قسمت كن

 

 

دوستت دارم ، همچو رهايي پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج

آسمان ها ، همچو امواج دريا كه آرام به كنار ساحل مي آيند و آرام نيز

 به دريا مي روند ، همچو غنچه اي كه آرام آرام باز مي شودوستت دارم

 بيشتر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن!


دوستت دارم چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد !


دوستت دارم ، چون تو آخرين اميد زندگي مني ، و لياقت اين دوست

داشتن را داري!


دوستت دارم تا حدي كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز دوست داشتن

 را نسبت به تو داشته باشند!


دوستت دارم ، چون با باوري عميق در قلب من نشستي و مرا هدف و

 اميد زندگي خود قرار دادي!


دوستت دارم چون از زندگي ودنيا گذشته اي تا با من بماني !


دوستت دارم چون نگذاشتي حتي يك قطره اشك از چشمانم سرازير

شود!


د و گل مي شود ، همچو اواخر زمستان كه شكوفه هاي بهاري باز مي

شوند !

 
دوستت دارم همچو چشمه اي در دل كوه كه آرام جاري مي شود


بر روي زمين و تبديل به آبشاري مي شود كه از دل كوه سرازير مي

شود!


دوستت دارم همچو مهتابي كه شبهاي تيره و تار را با حضورش پر از

 روشنايي ميكند!


دوستت دارم همچو باران ! باراني كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و مي

 شويد !



دوستت دارم تا حدي كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز دوست داشتن

را نسبت به تو داشته باشند!


دوستت دارم ، چون با باوري عميق در قلب من نشستي و مرا هدف و

اميد زندگي خود قرار دادي!


دوستت دارم چون از زندگي ودنيا گذشته اي تا با من بماني

 

شعر و عکس زیر تقدیم به تو ای آرامش وجوده من 

اسم تو قشنگ ترين قصه براي گفتنه 


 اسم تو قشنگ ترين قصه واسه شنفتنه


 غنچه ي نجيب اسم تو روي باغ لبم


 بهترين غنچه ي لذت براي شكفتنه


لحظه ي طلايي نوازش گيسوي تو


 مثل ناز دست روي خواب چمن كشيدنه


 داغي وسوسوه ي گرفتن دستاي تو


 كوره ي بزرگ خورشيد و توي خواب ديدنه


 تو چي هستي ؟


 تو چي هستي كه تماشا كردنت


 مثل پر به آسمون گشودنه


 تو كي هستي ؟


 تو كي هستي كه تمام لحظه ها


 بي تو بودن ، مثل با تو بودنه


 زير نور خيس بارون ، مخمل سبز چشات


جنگل جادويي در به دري هاي منه


 گيسوي بلند تو ، كه شعري از رهاييه


 زنجير سياه موندن براي پاي منه


 صداي هق هق من ميون تاريكي شب


 صداي شكستنه ، صداي سرد مردنه


 صداي دور شدن پاي من از كوچه ي تو


 آخرين حرف منه صداي جون سپردنه

 

 

 

 

 

 

کلبه ی عشقمون

انتظار...

تو امتداد سرنوشت . كي بود كه از تو مي نوشت

زندگي منو تو رو . با غم و غصه مي سرشت

با اين همه گنه و درد . كي ميره آخرش بهشت

ببين ببين كه دست من . هر جا رسيد از تو نوشت

ميونه جاده ها هنوز . گرده مسافرا بجاست

تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

اگه تو باشي پيشه من . سوته دلاي در به در

دوباره خورشيد مي كشن . رو اين شبهاي بي سحر

سحر مياد شب سر مي شه . درهاي بسته وا ميشه

بهار مياد تو باغمون . بركه ي من دريا ميشه

ميونه جاده ها هنوز . گرده مسافرا بجاست

تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

منو ببر منو ببر . بريم يه جاي بي خطر

يه جا كه از تو بشنوم . بگي برام گريه بخر

بگو بگو  به من بگو . كه من نشستم پشت در

بگو كه شعرم پر بشه . از آدماي بي خبر  

نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام

تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

 عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني       

دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم

 درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني

   گوش خواهم داد بي هيچ سخني

     در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني

     در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي

     اينگونه شايد احساسم نميرد

 

اينجا يک قلب منتظر هميشه براي تو مي تپد براي روزي كه بيايي.

براي روزي كه بيايي و پنجره هاي اميد را به رويم باز کني و از زندان سرد تنهايي رهايم سازي.

براي روزي كه بيايي و حصار سخت بيقراري ها را بشکني.

هم آواز صبح از تو ميگويم از تو كه در يک روز باارني چراغ عشق را كنار خانه ها مي آويزي.

هم آوز صبح از تو ميگويم و دوشادوش درختان براي ديدن تو به آسمان نگاه ميکنم !!!

 

 

برای دیدن یک لحظه کوتاه آن چشمان زیبایت..


نگاهم میرود تا بیکران دریای چشمانت


که شاید لحظه ای آرام گیرد در میانچشم زیبایت..


ولی در پیچ و تاب موجهای ساحل دریای چشمانت..


نگاهم محو می گردد درون چشم زیبایت


همین کافی است تا شاید یکی باشند


چشمانم وچشمانت

 

 

 

 

 

اي كاش مي شد لرزش دستانم را در دستهايت حس كني

اي كاش مي توانستم آسمان آبي قلبت رشا توصيف كنم

اي كاش مي شد صداي هق هق گريه هايم را بشنوي

 اي كاش مي توانستم چشمانت را در چشمانم زنداني كنم

اي كاش مي شد حرارت قلب بيقرارم را احساس كني

اي كاش مي توانستم تو را براي هميشه داشته باشم

اي كاش مي شد تمام حرفهاي عاشقانه ام را درك كني

 اي كاش مي توانستم تا آخرين نفس در كنارت باشم ا

ي كاش مي شد هر لحظه و هر ثانيه در كنارم باشي

اي كاش مي توانستم عشقم را به...............

 

 عاشقتم

    هر سپیده دم وهرغروب در انتضار دیدار توام                                    

                                        تا بهار چشمان تو را سیر ببینم. 

                                                           

                                     

                                                        

بی  تو

بی توهر لحظه به یادت باز ازان عشق نوشتم

 

هر  دم  اشفته  شدم  خسته  ولی  باز   نوشتم

 

عشق  دیدار   تو  جوشید   میان   رگ  و   خونم

 

از  فراق  دوری  تو  سرد  گشته   روحم  و     جونم

 

یادمه   با  هم  از   ان   عشق   نوشتیم

 

خسته   بودیم  ولی   از  خسته    بودن   می گذشتیم

 

عاشقیمان را چه حاصل   خفت در یک خاطره

 

قطره اشکی که مرهمی مانده  بر این خاطره

 

تو گرفتی عشق را   از من گرفتی فاصله

 

بی تو اما قایق در یای دل بی ساحله

 

 

 

 دوستت دارم خوشگلم

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی

بازم منم همون دیوونه همیشگی

فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت

دلم برات تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت

حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه

جای نگاهت بدجوری رو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه

از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه

رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی

قسمت تو سفر شد و قسمت من اوارگی

به خاطرت مونده هنوز یکی همیشه چشم به راهته؟

یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟

فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه

غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه

راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم

رفتیم تو قلب اسمون با ابرا همسفر شدیم

یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره؟

داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره

یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم

تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم

امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی

فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی

گفتم برات نامه بدم نگی عجب چه بیوفاست

با اینکه من خوب میدونم جواب نامه با خداست

اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب

که هر صفحش قصه چند تا درده و چند تا عذاب

میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن

نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن

حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه

چهره تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه

نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها

اما تو مثل آسمون

      عاشقی و بی انتها.....

+نوشته شده در جمعه شانزدهم شهریور 1386ساعت5:2 بعد از ظهرتوسط مریم | |