کلبه ی عشقمون
انتظار...
تو امتداد سرنوشت . كي بود كه از تو مي نوشت
زندگي منو تو رو . با غم و غصه مي سرشت
با اين همه گنه و درد . كي ميره آخرش بهشت
ببين ببين كه دست من . هر جا رسيد از تو نوشت
ميونه جاده ها هنوز . گرده مسافرا بجاست
تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس
نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام
تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام
اگه تو باشي پيشه من . سوته دلاي در به در
دوباره خورشيد مي كشن . رو اين شبهاي بي سحر
سحر مياد شب سر مي شه . درهاي بسته وا ميشه
بهار مياد تو باغمون . بركه ي من دريا ميشه
ميونه جاده ها هنوز . گرده مسافرا بجاست
تو شهر تو غريبه ام . غريبه اي كه بي صداس
نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام
تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام
منو ببر منو ببر . بريم يه جاي بي خطر
يه جا كه از تو بشنوم . بگي برام گريه بخر
بگو بگو به من بگو . كه من نشستم پشت در
بگو كه شعرم پر بشه . از آدماي بي خبر
نفس ميخوام نفس مي خوام . تو رو يه هم نفس ميخوام
تو شب انتظار تو . براي دل قفس ميخوام

عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني
دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم
درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني
گوش خواهم داد بي هيچ سخني
در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني
در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي
اينگونه شايد احساسم نميرد



اينجا يک قلب منتظر هميشه براي تو مي تپد براي روزي كه بيايي.
براي روزي كه بيايي و پنجره هاي اميد را به رويم باز کني و از زندان سرد تنهايي رهايم سازي.
براي روزي كه بيايي و حصار سخت بيقراري ها را بشکني.
هم آواز صبح از تو ميگويم از تو كه در يک روز باارني چراغ عشق را كنار خانه ها مي آويزي.
هم آوز صبح از تو ميگويم و دوشادوش درختان براي ديدن تو به آسمان نگاه ميکنم !!!

برای دیدن یک لحظه کوتاه آن چشمان زیبایت..
نگاهم میرود تا بیکران دریای چشمانت
که شاید لحظه ای آرام گیرد در میانچشم زیبایت..
ولی در پیچ و تاب موجهای ساحل دریای چشمانت..
نگاهم محو می گردد درون چشم زیبایت
همین کافی است تا شاید یکی باشند
چشمانم وچشمانت






اي كاش مي شد لرزش دستانم را در دستهايت حس كني
اي كاش مي توانستم آسمان آبي قلبت رشا توصيف كنم
اي كاش مي شد صداي هق هق گريه هايم را بشنوي
اي كاش مي توانستم چشمانت را در چشمانم زنداني كنم
اي كاش مي شد حرارت قلب بيقرارم را احساس كني
اي كاش مي توانستم تو را براي هميشه داشته باشم
اي كاش مي شد تمام حرفهاي عاشقانه ام را درك كني
اي كاش مي توانستم تا آخرين نفس در كنارت باشم ا
ي كاش مي شد هر لحظه و هر ثانيه در كنارم باشي
اي كاش مي توانستم عشقم را به...............



عاشقتم 

هر سپیده دم وهرغروب در انتضار دیدار توام
تا بهار چشمان تو را سیر ببینم.

بی تو
بی توهر لحظه به یادت باز ازان عشق نوشتم
هر دم اشفته شدم خسته ولی باز نوشتم
عشق دیدار تو جوشید میان رگ و خونم
از فراق دوری تو سرد گشته روحم و جونم
یادمه با هم از ان عشق نوشتیم
خسته بودیم ولی از خسته بودن می گذشتیم
عاشقیمان را چه حاصل خفت در یک خاطره
قطره اشکی که مرهمی مانده بر این خاطره
تو گرفتی عشق را از من گرفتی فاصله
بی تو اما قایق در یای دل بی ساحله









دوستت دارم خوشگلم

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
بازم منم همون دیوونه همیشگی
فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت
حال منو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری رو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من اوارگی
به خاطرت مونده هنوز یکی همیشه چشم به راهته؟
یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته؟
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب اسمون با ابرا همسفر شدیم
یادت میاد گریه هامو ریختم کنار پنجره؟
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میاد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری منو فراموش میکنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم برات نامه بدم نگی عجب چه بیوفاست
با اینکه من خوب میدونم جواب نامه با خداست
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
میگم شبا ستاره ها تا میتونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو یادم میاد وقتی که بارون میزنه
نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون
عاشقی و بی انتها.....
